سيد محمد كمره اى
216
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
ضديت با بدى نه با اشخاص بعد او رفته من هم بيرون آمده سوار واگون ، فرخى و صبا را سر گذر وزيردفتر سوار واگون ، بليت مرا هم فرخى گرفته اظهار داشت كه شما كمك مشير الممالك نكنيد ، چون عنصر بدى است . واقعا خيلى تعجب دارد هريك از متخاصمين چون افترآت زايد از حق به خصم خود مىزند و من او را تنقيد مىنمايم گمان مىكند من جزو طرفداران طرف مقابل او هستم . من هم آقا سيد كاظم يزدى و رفقايش را تنقيد مىكنم كه حمله به فرخى زايد از حق مىكنند و هم حمله به فرخى كه زايد بكند . اما طرفين نقطهنظر مرا كه ضد با بدى هستم نه با اشخاص فرض نمىكنند . بعد آنها نزديك مريضخانه پياده و قصد رفتن به ونك داشتند كه خدمت مستوفى برسند . نقشه ترور محمود پهلوى بعد من در ميدان توپخانه پياده شده پهلوى را ديدم ، اظهار ميل بهطرف من نمود ، رسيد . اظهار ارادت و محبتى از طرفين شد . اظهار داشت كه خيال مسافرتى بهطرف خراسان دارم و مذاكراتى در باب احساس خودم با استوار نمودم ، او مخالف من شده . ريشه را پرسيدم . گفت چون من در چندى خيالات خود را به خلخالى گفته و چون او را مربوط با پرويز مىدانستم ، گفتم پرويز هم باشد چون كشف كرده كه پرويز با صدرايى و كاشانى روى هم ريخته و آنها با عدل الملك كاملا مربوط ، او به نصرت الدوله و وثوق الدوله . اين چندروزه كشف كردم كه دو نفر را براى ترور من تهيه كردهاند و هركدام پنجاه تومان و يك موزر . يكى فرج نام و يكى ديگر . چون اين دو يكى خود پشيمان و يكى هم موزر از جيب خودش دررفته و پايش مجروح . چون در اين خيال هستند مىخواهم مدتى نباشم . اما من قسمى شد كه از همه دوستان مظنون شدهام . از پرويز و تزويرات و دسايس او خيلى تعجب [ دارم ] و مىترسم كه عنصر مفسدى است خاصه كه با صدرايى [ همراه است ] ، و خلخالى بيچاره را هم جذب نموده . من هم تصديق اينكه پرويز پرحيله و مكر است نموده اما نيت و اراده او را كه چه قصد و چه كارى يا براى خود يا غيره او را نفهميدهام . بعد اظهار داشت كه